چگونه افلاطون بخوانیم؟

به گزارش خبرنگاران، حامد صفاریان، محقق و پژوهشگر فلسفه در یادداشتی با عنوان چگونه افلاطون بخوانیم؟، به آنالیز اهمیت و چگونگی آثار افلاطون پرداخته است: از روزی که به اهمیت حصول درکی منسجم از فلسفۀ افلاطون (خاصّه ذیل مکتب توبینگن) به عنوان یکی از ضروریات ورود به فلسفۀ هگل اشاره و بر آن تأکید فراوان کردم -و پس از این نیز پیوسته بدان خواهم پرداخت و آن را بسط خواهم داد-، مکرراً از سوی مخاطبان با این پرسش روبرو شده ام که چگونه افلاطون بخوانیم؟

چگونه افلاطون بخوانیم؟

کلیاتی را که در پِی می آید باید صرفاً به عنوان یک پیشنهاد مبتنی بر تجربۀ شخصی لحاظ کرد، و به خصوص، با نگاهی نقادانه بدان نگریست.

برای خواندن افلاطون باید پیش از هر چیز فهمی تاریخ فلسفه ای از آن حاصل کرد، یعنی از یک سو، پرداختن به زمینه و زمانۀ فیلسوف، و از سوی دیگر، پرداختن به صندلی فلسفۀ او در متن تاریخ فلسفه از شروع تا دوران مدرن. برای این کار می توان به متون کلی و تاریخ فلسفه ها مراجعه کرد.

آنگاه باید بلافاصله به سراغ متون اصلی (شامل همۀ دیالوگ ها و نامه ها) رفت. در این مرحله، خواندن آثار از روی ترجمه های فارسی، مانند ترجمۀ لطفی کافی است و چندان نیازی به بیش تر از آن نیست. مهم آن است که بتوان در مدت زمانی نسبتاً کوتاه دیدی کلی از موضوعات اصلی متون حاصل کرد، چنان که بعدها، وقتی در متون ثانوی به موضوعات یا فقراتی از متن افلاطون ارجاع داده می گردد، بتوان با داشتن دیدی کلی از جغرافیای متون، جای هر مبحث را در مجموعۀ آثار یافت.

در مرحلۀ بعدی می توان به منظور کسب دیدی کلی نسبت به مکاتب مختلف تفسیر افلاطون به برخی از متون ثانوی مهم و اصلی مکاتب مختلف مراجعه کرد. مراجعۀ مستقیم به مکتب پیشنهادیِ نگارنده، یعنی مکتب توبینگن (Tübinger Schule)، این مزیت را دارد که خواننده از رهگذر این مکتب تقریباً با تمامی مکاتب تفسیری دیگر نیز آشنا می گردد، چراکه فیلسوفان این مکتبِ مدرنِ متعلق به نیمۀ دوم قرن بیستم، در آثار خود تقریباً با همۀ مکاتب پیش از خود دیالوگی پویا برقرار نموده اند. به این ترتیب و از منظر این مکتب، متون افلاطون ترتیب و اولویتی تعیین می یابند، چنان که اکنون می توان به شیوه ای منسجم تر و دقیق تر به خوانش دوباره و چندبارۀ فقرات اصلی پرداخت. در این مرحله ترجیحاً باید به ترجمه های معتبرتر کل آثار در زبان های دیگر مانند آلمانی، فرانسه یا انگلیسی و غیره مراجعه کرد، چراکه ترجمۀ فارسی از این جا به بعد به کار نمی آید. مجموعۀ پیشنهادی نگارنده، مجموعۀ کامل و جدید دو زبانۀ یونانی ـ آلمانی بر پایۀ ترجمۀ شلایرماخر است.

اکنون می توان در یک فرایند پیوستۀ رفت وآمد میان متون ثانوی مکتب توبینگن و ترجمۀ آثار، آرام آرام و در حرکتی پیوسته از سطح به عمق، به لایه های زیرین تری از متن نفوذ کرد و ذیل مکتب مذکور و با کلیدهایی که آن شیوۀ خوانش به دست ما می دهد، درکی منسجم از این لایه های زیرین حاصل کرد و در گگرددن برخی گره های آن توفیق حاصل کرد، و حتی بعضاً به دیدن چیزهایی در متن توانا شد که از چشم خوانندۀ معمولی تماماً پوشیده می ماند.

در مرحلۀ بعدی باید فقرات مهم متن را، شامل مفاهیم و اصطلاحات کلیدی متون و ریشه های آن ها و ارتباطات درونی واژگان و اصطلاحات با یکدیگر را در زبان اصلی، یعنی یونانی، مورد واکاوی دقیق قرار داد. از یک سو، زبان یونانی برای بیان اندیشه های فلسفی زبانی بسیار پرقدرت است و بسیاری از صورت بندی های این زبان عملاً به زبان های دیگر قابل ترجمه نیست، چنان که حتی زبانی به لحاظ فلسفی قدرتمند، مانند آلمانی، نیز برای ترجمۀ برخی ظرایف معنایی متون فیلسوفان یونانی ناگزیر از بکارزدن ترفندهای خاصی در ترجمه، و به تبع آن تغییراتی در ساختار جملات و تن دادن به برخی اعوجاج ها در انتقال معنا است.

از سوی دیگر، مراجعه به متن اصلی و مفاهیم آن، مانع از ایجاد پراکندگی های صوری دستگاه مفاهیم متون بر اثر ترجمه ها می گردد. عجیب نیست که حتی ترجمۀ بسیار معتبری مانند ترجمۀ شلایرماخر به آلمانی نیز خالی از اشکال نیست و در پژوهش های دقیق کاربردی ندارد. کافی است کسی تنها یک بار شیوۀ مواجهۀ فیلسوفان یا فیلولوگ های بزرگ (برای مثال مارتین هایدگر یا هانس کرمر) را با متون فیلسوفان یونانی دیده باشد تا به اهمیت مواجهه با این متون در زبان اصلی پی بَرَد.

حاصل چنین شیوۀ برخوردی چیست؟ در یک کلام: عبور از نواحی جامد تاریخ فلسفه ای و گذر به نواحی زندۀ مناقشات اصلی بر سر خوانش متون فیلسوف بسیار مهمی چون افلاطون، تکیه بر یک مکتب تعیین و پایدار و به تبع آن، حتی المقدور بری ماندن از تناقضات و عدم انسجام ها و بدفهمی ها و فهم های سطحی، نفوذ به عمق لایه های زیرین متن و از همه مهم تر: نهادن سنگ بنای یک خوانش پایدار از فلسفۀ هگل که در یادداشت های بعدی به مرور بیش تر بدان خواهم پرداخت.

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: بروزرسانی: 23 اسفند 1397 شناسه مطلب: 39

به "چگونه افلاطون بخوانیم؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چگونه افلاطون بخوانیم؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید