آینده دموکراسی خواهی در جامعه کُردی!

به گزارش مرجع مقالات، پس از کش و قوس های فراوان در مورد سیستم ریاست اشتراکی برای رهبری حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق، پایان سه شنبه جاری 29 بهمن/ 18 فوریه، لاهور شیخ جنگی و بافل طالبانی، در نشست شورای رهبری حزب به اتفاق آرای اعضاء، به عنوان روسای مشترک حزب انتخاب شدند. حال با شروع کار این سیستم (ریاست اشتراکی) به نظر می رسد که اساسا شیوه اداره حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق که قبلا در قالب دبیر کلی با دو معاون و در اختیار جلال طالبانی، بنیانگذار فقید این حزب بود، تغییرات جدی پیدا نموده است که می تواند بیم وامیدهای بسیار جدی نسبت به آینده حیات سیاسی این حزب، نحوه تعامل و دیالکتیک اتحادیه میهنی با دیگر احزاب، شخصیت ها و جریان های اقلیم کردستان، به خصوص رقیب سنتی خود یعنی حزب دموکرات کردستان عراق منتسب به بارزانی ها، دولت مرکزی بغداد و نیز دیگر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای خود ایجاد کند.

آینده دموکراسی خواهی در جامعه کُردی!

پیرو این نکته اولین نکته ای که در رابطه با تغییر ساختار مدیریتی و رهبر حزب به چشم می خورد این است که اگر چه در فاصله زمانی 32 ماهه پس از مرگ جلال طالبانی تا به امروز هیچ شخصیتی کُردی نتوانسته است خود را در قد و قواره رئیس جمهوری فقید عراق برای رهبری و مدیریت حزب اتحادیه میهنی نشان دهد، اما این مرگ می تواند یک توفیق اجباری برای یک پوست اندازی سیاسی در مدیریت حزبی و پخته تر شدن فرهنگ احزاب، به ویژه در کردستانات باشد. چرا که اساسا سیاست و گفتمان حزبی در میان جریان های کردی قائل به فرد است و در سایه اقتدار سیاسی فرد یا افراد مشخصی است که احزاب رهبری، مدیریت و اداره می شوند.

صد البته که این نقیصه تنها محدود به اقلیم کردستان عراق نیست و حتی در میان نمودهای سوریه و به خصوص نمودهای ترکیه نیز به چشم می خورد که بیش از اندازه نگاهشان قائل به فرد است، ولو آن که این افراد در گام اول عبدالله اوجالان و در مقام های بعدی صلاح الدین دمیرکوشش باشند که توانسته اند تا اندازه ای توجه جامعه کردی را به خود جلب نمایند و به تبع آن رهبری کاریزماتیکی برای خود دست و پا نمایند. به هر حال فرهنگ دموکراسی در هزاره سوم و قرن 21 باید این توفیق اجباری را به سیستم سیاسی کنونی کُردی هم تزریق کند که جامعه باید از نگاه قائل به فرد، ولو افراد مفید، کاراء و کاریزماتیک عبور کند و در ادامه به گفتمان دموکراسی خواهی و توجه به آرای همه اعضای حزب و در قالب کلان تر جامعه احترام بگذارد تا بتواند شاهد چرخش قدرت و تحقق واقعی فرهنگ و گفتمان دموکراسی بود و در ادامه از سکون و قبضه قدرت توسط فرد یا افراد مشخصی به واسطه بعضی خدمات و صبغه خانوادگی جلوگیری کرد.

با این تفاسیر مطمئنا سیستم جدید ریاست اشتراکی اتحادیه میهنی هم مصداق خوبی برای این مقوله پوست اندازی و روی آوردن به گفتمان درست تحزب محسوب نمی گردد. چون با تحقق این سیستم قدرت در میان اعضای خانواده و نزدیکان مرحوم جلال طالبانی دست به دست شده و این بدان معناست که هنوز قبضه قدرت در حلقه اول یاران طالبانی است. به این ترتیب اجازه چرخش قدرت و عرض اندام به دیگر افراد و اشخاص داده نخواهد شد.

این ضعف به طریق اولی و به شکل پررنگ تری در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات کردستان عراق به شدت مشهود است و به نظر می رسد که، نه تنها قدرت سیاسی و رهبری در این حزب، بلکه ادراه اقلیم کردستان از ازل تا ابد در چنگ خانواده بارزانی ها خواهد ماند و این یعنی دیکتاتوری حزبی و حتی فردی به معنای واقعی کلمه، به گونه ای که حتی با کنار رفتن مسعود بارزانی، رئیس سابق اقلیم کردستان عراق کماکان خوشحال بارزانی، پسر و نچیروان بارزانی برادرزاده اش که داماد وی هم محسوب می گردد به ترتیب نخست وزیری و ریاست اقلیم را با نام خود نموده اند. همان گونه که هیرو طالبانی، همسر جلال طالبانی و قباد و بافل طالبانی هم به عنوان دو فرزند وی به نام پدر، خود را ولی نعمتان مردم و برتر از جامعه کردی می دانند.

تا زمانی که این فرهنگ در جوامع کردی از عراق گرفته تا سوریه و ترکیه تداوم داشته باشد و نمودها نتوانند از سایه کاریزمای افراد خارج شوند و به سمت عبور از این افراد و شخصیت ها به منظور نیل به گفتمان دموکراسی و برتر شمردن حق ملت و جامعه گام بردارند، یقینا شرایط نمودها تغییر جدی پیدا نخواهد کرد.

اگر چه در سال 2006 با شکل گیری حزب گوران (جنبش تغییر) احساس شد که گفتمان دموکراسی خواهی توانسته است یک گام کوچک رو به جلویی را در اقلیم کردستان در اعتراض به آن چه که فساد اصلاح ناپذیر، دفاع از آزادی و دموکراسی، مخالفت با فساد گسترده و سیستماتیک رهبران با موضوع جلال طالبانی و مسعود بارزانی بردارد و اتفاقا با همین گفتمان در اولین انتخابات پارلمانی اقلیم بعد از شروع حیات سیاسی خود در سال 2009 به عنوان جدی ترین حزب اپوزیسیون ائتلاف اقلیم، متشکل از اتحادیه میهنی و دموکرات کردستان پیروز به کسب 25 کرسی از 111 کرسی گردد، اما این حزب هم در ادامه نشان داد که تمامی کوشش های انوشیروان مصطفی، بنیانگذار این حزب که خود از بنیانگذاران و رهبران حزب اتحادبه میهنی کردستان عراق به شمار می رفت، سعی داشته است با ایجاد یک انشعاب سیاسی و شکل دادن جریان اپوزیسیون به نام دموکراسی خواهی و عدالت پروری در برابر دو حزب اصلی اقلیم کردستان عراق قد علم کند تا سهم بیشتری از قدرت سیاسی و ثروت به دست آورد.

از طرف دیگر نگاه قائل به فرد در احزاب کردی این خطر و تهدید را شکل می دهد که در صورت حذف این افراد به دلیل مرگ، بیماری، کهولت سن و غیره آن انسجام، مدیریت و حب و بغض های سیاسی فروخفته اعضای حزب که در سایه تداوم حضور افراد کاریزماتیک فرصت ظهور و بروز ندارند به شکل جدی باعث انشقاق، چند دستگی و حتی فروپاشی احزاب بعد از خلاء وجود افراد کاریزماتیکی چون جلال طالبانی گردد. کما این که اکنون این خطر برای اتحادیه میهنی وجود دارد. در این شرایط و پس از مرگ جلال طالبانی کوشش های گوناگون افراد و شخصیت های بانفوذ حزب برای کسب سهم بیشتر از قدرت، به شیوه ای جنگ تمام عیار سیاسی را در اتحادیه میهنی شکل داده است که در نهایت می تواند باعث انشعاب و خارج شدن افراد با نفوذ حزب گردد. کما این که بعد از این انتخابات و مشخص لاهور شیخ جنگی و بافل طالبانی به عنوان روسای مشترک اتحادیه میهنی کردستان عراق، اخبار غیر موثقی هم در مورد احتمال خروج برهم صالح، رئیس جمهوری عراق و از اعضای موثر در شورای رهبری حزب اتحادیه میهنی از این حزب به گوش رسید که البته با تکذیب دفتر ریاست جمهوری روبرو شد. اما به نظر می رسد که حتی با این دست تکذیبیه ها هم نمی توان چشم بر روی گسل های سیاسی شکل گرفته در حزب اتحادیه میهنی بعد از مرگ جلال طالبانی شد.

با این وصف مطمئنا با مرگ مسعود بارزانی نیز نبرد قدرت در حزب دموکرات کردستان عراق هم شکل خواهد گرفت. خصوصا که در فرآیند تشکیل دولت جدید در اربیل شاهد چنگ و دندان تیز کردن های خوشحال بارزانی و نچیروان بارزانی به همدیگر بودیم که البته با وساطت جانبدارانه مسعود بارزانی به عنوان ریش سفید بارزانی ها از پسرش به نحوی قائله فیصله پیدا کرد. اما این کینه های سیاسی به عنوان آتش زیر خاکستر می تواند هر لحظه به فوران سیاسی و جنگ داخلی بدل گردد، به گونه ای که این خطر حتی در دوران حیات مسعود بارزانی هم می تواند شکل گیرد.

اینها علاوه بر آن است که تداوم نگاه های غیر دموکراتیک حزبی و نگرش ها قائل به فرد در میان احزاب و جامعه کردی هم سبب شد تا علاوه بر تشدید قبضه قدرت که در اختیار عده ای معدودی از احزاب و شخصیت ها، به خصوص دو خانواده بارزانی و طالبانی است، دامنه این فساد سیاسی و تمامیت خواهی به لایه بزرگ تری از مدیریت اقلیم کردستان عراق و در سطح دولت بغداد هم کشیده گردد، به گونه ای که غالب محمد، نماینده کُرد مجلس عراق از حزب جنبش تغییر چهارشنبه هفته جاری، ضمن انتقاد از همراهی احزاب اقلیم کردستان با اتحادیه میهنی و حزب دموکرات در گفت وگوهای تشکیل دولت جدید عراق، صراحتا از کوشش این احزاب برای انتصاب وزرای حزبی و فاسدشان در دولت محمد توفیق علاوی، نخست وزیر جدید عراق سخن گفت. چرا که دیگر احزاب اقلیم کردستان با فشار و ارعاب طالبانی ها و بارزانی ها، عملا دو حزب اتحادیه میهنی (یکیتی) و حزب دموکرات کردستان (پارتی) را نماینده و سخنگوی خود در جریان مذاکرات سیاسی تشکیل دولت جدید عراق قرار داده اند و این دو حزب عملا به اسم نمایندگی کل نمودها به بغداد رفته و برای انتصاب وزرای فاسد و حزبی کوشش می نمایند.

عبدالرحمن فتح الهی

عبدالرحمن فتح الهی -

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 21 فروردین 1399 بروزرسانی: 27 فروردین 1399 گردآورنده: atusocialscience.ir شناسه مطلب: 785

به "آینده دموکراسی خواهی در جامعه کُردی!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آینده دموکراسی خواهی در جامعه کُردی!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید